×

پیام

کاربر گرامی برای دیدن این مطلب نیاز به یک اشتراک جدید می باشد،می توانید همین الان از منوی (عضویت اشتراک)فعال نموده و به همه ی بخشهای سایت دسترسی کامل داشته باشید

داستان مردی که گمان می کرد لقمان دیوانه است.

مردي که گمان مي کرد لقمان ديوانه است! 
روزي لقمان در كنار چشمه‌اي نشسته بود. مردي كه از آنجا مي‌گذشت. از لقمان پرسيد:
«چند ساعت ديگر به ده بعدي خواهم رسيد؟»

لقمان گفت: «راه برو.»

آن مرد پنداشت كه لقمان نشنيده است.
دوباره سوال كرد:
«مگر نشنيدي ، پرسيدم چند ساعت ديگر به ده بعدي خواهم رسيد؟»

لقمان گفت: «راه برو»

آن مرد پنداشت كه لقمان ديوانه است و رفتن را پيشه كرد.
زماني كه چند قدمي راه رفته بود، لقمان به بانگ بلند گفت:
«اي مرد، يك ساعت ديگر بدان ده خواهي رسيد.»

مرد گفت: «چرا اول نگفتي؟»

لقمان گفت: «چون راه رفتن تو را نديده بودم، نمي‌دانستم تند مي‌روي يا كند. حال كه ديدم دانستم كه تو يك ساعت ديگر به ده بعدي خواهي رسيد.»

همه‌ي ما روزي به مقصدمان خواهيم رسيد،
اما زمانِ رسيدنِ ما به مقصد بستگي به اين دارد که با چه سرعتي در حال حرکت هستيم.

  *************************************************

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

میزبان صدای گرم شما مثبت اندیشان هستیم ...

 7روز هفته 24ساعته درکنار شما هستیم ،با ما تماس بگیرید

026-36273687

 

اولین نفری که مطلع می شود، باشید!

برای اطلاع از جشنواره های فروش، تخفیف های استثنایی و محصولات جدید و متنوع، عضوی از کسانی که خبرنامه سایت مثبت را دریافت می کنند، باشید.

سایت مثبت،مرجع دانلود رایگان کتابهای صوتی و الکترونیکی،سمینارها و همایش هایی با موضوع روانشناسی موفقیت و توسعه ی مهارتهای فردی-شغلی-خانوادگی-ارتباطی و کسب و کار،تحصیلی بمنظور بهره مندی علاقه مندان و جویندگان راه موفقیت راه اندازی گردیده است.