داستان گوسفندانی که از روی هیچ می پریدند!!
داستان گوسفندانی که از روی هیچ!! می پریدند.
گوسفنداني که از روي هيچ!! مي پريدند!!
در دوران نوجواني با يک چوبدستي دم در آغل گوسفندان ميايستادم و براي سرگرم کردن خودم، هنگام خارج شدن گوسفندان، چوبدستي را جلوي پايشان ميگرفتم جوري که مجبور به پريدن از روي آن ميشدند. پس از آنکه چندين گوسفند از روي آن ميپريدند، چوبدستي را کنار ميکشيدم، اما بقيه گوسفندان هم با رسيدن به اين نقطه از روي مانع خيالي ميپريدند.
تنها دليل پرش آنها اين بود که گوسفندان جلويي در آن نقطه پريده بودند. گوسفند تنها موجودي نيست که از اين گرايش برخوردار است. تعداد زيادي از آدمها نيز مايل به انجام کارهايي هستند که ديگران انجامش ميدهند؛ مايل به باور کردن چيزهايي هستند که ديگران به آن باور دارند، مايل به پذيرش بيچون و چراي چيزهايي هستند که ديگران قبولش دارند.
وقتي خودت را همصدا با اکثريت ميبيني، وقت آن است که بنشيني و عميقاً فکر کني.
ديل_کارنگي
*************************************************



نظرات (0)