داستان در لحظه زندگی کنید.
داستان در لحظه زندگی کنید.
در لحظه زندگي کنيد
يک داستان آموزنده :
چند نفر که در جستجوي آرامش و رضايت درون بودند ،
نزد يک استاد رفتند و از او پرسيدند:
استاد شما هميشه يک لبخند روي لبت است و به نظر ما خيلي ارام و خشنود به نظر ميرسي، لطفا به ما بگو که راز خشنودي شما چيست؟
استاد گفت: بسيار ساده !
من زماني که دراز ميکشم ، دراز ميکشم.
زماني که راه ميروم ، راه ميروم.
زماني که غذا ميخورم ، غذا ميخورم.
ان چند نفر عصباني شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدي نگرفته است. به او گفتند که تمام اين کارها را ما هم انجام !ميدهيم, پس چرا خشنود نيستيم و آرامش نداريم؟*
استاد به آنها گفت:
زيرا زماني که شما دراز ميکشيد به اين فکر ميکنيد که بايد
بلند شويد ،زماني که بلند شديد به اين فکر ميکنيد که بايد
کجا برويد ،زماني که داريد ميرويد به اين فکر ميکنيد که
چه غذايي بخوريد.
فکر شما هميشه در جاي ديگر است و نه در آنجايي که شما هستيد!
زمان حال ، تقاطع گذشته و آينده است و شما در اين تقاطع نيستيد بلکه در گذشته و يا آينده هستيد
به اين علت است که از لحظه هاتان ، لذت واقعي نميبريد
زيرا هميشه در جاي ديگر سير ميکنيد و حس ميکنيد زندگي نکرده ايد و يا نمي کنيد.
*************************************************



نظرات (0)